السيد الطباطبائي

52

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

عنوان تفنن يا هدف ديگرى به استدلال بپردازيد ، بلكه مىگويد : آزادانه به عقل سليم‌تان مراجعه كنيد اگر چنانچه سخن مرا به همراه دلايل و شواهدى كه ذكر مىكنيم ، تصديق نمود ( و قطعاً هم خواهد كرد ) بپذيريد ( و اين‌همان طرز تفكر فلسفى و استدلال آزاد است ) . و همچنين در خلال آيات شريفه قرآنى ، آيات بسيارى به چشم مىخورد كه جهل و نادانى و خمود و جمود را مذمّت و علم و فهم را مدح مىنمايد و انسان را به تعقّل و تفكّر و تدبّر و اعتبار و بحث و كنجكاوى در هر گوشه و كنار جهان آفرينش و معرفت آفاق و انفس ، امر مىكند ( اين آيات به اندازه‌اى زياد و روشن هستند كه به نقل آنها نيازى نمىبينم ) . و حتى در مورد عده‌اى از احكام عملى كه امر آنها را به طريق « مولويّت » صادر مىكند ، امثال اين جمله « ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » 6 * پيدا مىشود و چنين جمله‌اى ، به انضمام آيات ديگرى كه امر به تعقل و تفكر و تدبر مىفرمايد ، مىرساند كه به هر مسلمانى لازم است كه از راه تعقل مصالح و مفاسد كليّات احكام را درك كند ، اگر چه جزئيّات و خصوصيّات آنها بيرون از حوصله ادراك اوست . در سنّت نبوى و بيانات اهل بيت كرام او عليهم السلام صدها روايت در همين معنا كه ذكر شد ، مىتوان يافت . نتايج مستقيم و غير مستقيم اعتبار طريق تعقّل در اسلام نتيجه‌اى كه از اين رويّه عايد تعليمات عاليه اسلام مىشود اين است كه : 1 . تعليمات اسلامى كه در سر راه تعقل و استدلال منطقى آزاد قرار گرفته ، نسبت به انسان با غريزهء تفكّر فلسفى و تعقّل استدلالى كه دارد ، قابل هضم است . 2 . طريقه تعقل ، غير از راه وحى مجرّد ، پشتوانه ديگرى است كه تعليمات اسلامى را براى هميشه و نسبت به همه كس زنده نگه مىدارد و مقاصد اين آيين پاك ، از دريچهء چشم استدلال ، پيوسته‌تر و تازه است .